به دوره پهلوی می رسیم که ایران سر و سامانی پیدا کرد و بنا ، براین گذاشته شد که پول در ایران یکدست شود ،از آذرماه ۱۳۰۸خ کاهش بهای نقره در جهان شدت یافت و به تبع
آن از ارزش سکه قران ایران به طور جدی کاسته شد و این موضوع مطرح شد که پایه پول ایران به جای نقره بر مبنای طلا قرار گیرد و در ۲۷ اسفند همان سال در کمیسیونی
قانون تعیین واحد و مقیاس پول قانونی ایران را تصویب کرد که به موجب آن طلا برای نخستین بار پشتوانه پول و ریال به عنوان واحد پول ایران انتخاب شد ،یک ریال معادل
۰/۳۶۶۱ گرم طلا شناخته شد ،طبق این قانون اجازه داده شد سکه نقره یک ریالی به وزن ۵/۴ گرم در داخل ایران رایج شده و از اول فروردین ۱۳۱۱ ریال به عنوان
واحد رسمی پول ایران به جریان افتاد و پس از حدود یک سده حکومت قران منقرض و ریال جایگزین آن شد ولی به دلیل برابری ارزش ریال با قران ، در گویش
مردم قران نیز گفته می شد و تا به امروز همچنان ریال واحد پول رسمی ایران به شمار می آید ،واژه ریال از سکه رءال پرتغال گرفته شده است چرا که با باز شدن پای
پرتغالیها به ایران سکه رءال پرتغال به نام ریال رواج پیدا کرد که در اصل یک واژه اسپانیایی بوده و نام سکه ای رایج در آن سرزمین که به معنای شاه و شاهی می باشد،
این واژه مترادف واژه رویال « Royal » انگلیسی است . نا گفته نماند که از مسکوکات قانونی دوره رضا شاه ،سکه طلای پهلوی هم بود با عیار ۹۰۰ در هزار که به
عکس شیر و خورشید مزیّن بود .
در دوره پهلوی اول و رسیدن ایران به آرامش و پس از تورمهای اقتصادی مختلف،پول کاغذی یا اسکناس چاپ شده و رواج پیدا کرد و به صورت اسکناسهای پنج ریالی
و ده ریالی( یک تومانی) منتشر شد که می توان آن را در مجموعه و کلکسیونهای پول مجموعه داران و کلکسیونرها پیدا کرد . در مورد شکل گیری واژه اسکناس
باید به این نکته اشاره کرد که روسها به آن آسیگناف می گفته اند که این کلمه در زمان حکومت فتحعلیشاه به صورت Assignass در فرانسه بود و نهایتا با تلفظ
اسکناس در ایران گفته شد .
نخستین بانکی که به چاپ
اسکناس در ایران پرداخت بانک شرق بود که مرکزش در لندن قرار داشت و اسکناسهای چاپ شده ء این بانک ، در بانک بازرگانی ایران انتشار می یافت و از پنج قران
به بالا بود . در سال ۱۲۶۷ ه ق امتیاز چاپ اسکناس از این بانک به بانک شاهی یا شاهنشاهی واگذار شد مدیریت این بانک در ایران را ایرانشناسانی چون
هوتم شیندلر و ژوزف رابیو بر عهده داشتند ، با ابتکار ژوزف رابیو بانک شاهنشاهی اقدام به چاپ اسکناسهای کوچک کرد که به سرعت وارد زندگی روزمره مردم شد و
البته سود سرشاری هم به جیب زد. اسکناس در آغاز قرار بود با پشتوانه طلا چاپ شود اما بعدها با پشتوانه نقره به چاپ رسید و گفته می شود که ۷۰٪ اسکناسها هم بدون
پشتوانه بوده و این امر هم سود سرشاری را برای بانک در بر داشت ،میزان انتشار اسکناس توسط این بانک طبق قرارداد رویترز۲/۸میلیون تومان به نرخ آن زمان و
بر اساس پشتوانه طلا و نقره چاپ می شد و بیش از آن منوط به اجازه دولت ایران بود .
پس از تاسیس بانک ملی ایران در سال ۱۳۱۰خ نشر و چاپ اسکناس به مدت ده سال به این بانک واگذار شد که نخستین اسکناسهای چاپ شده بانک ملی در سال
۱۳۱۱خ انتشار یافت و اسکناسهای بانکهای دیگر نیز برای مدت سه ماه اعتبار داشت ، اما این اسکناسها در کجا و کدام شهر تولید ،چاپ و پخش می شد؟
حتما نام سه راه ضرابخانه برایتان آشناست و شاید بسیاری از شما از این محل عبور کرده باشید ولی چرایی نامگذاری این مکان برایتان نامشخص باشد ، این وجه
تسمیه از این رو است که از سالیان دور ، این منطقه از پایتخت ، پایتخت ضرب سکه و چاپ اسکناس بوده است و گفته می شود که چاپ هر قطعه اسکناس بین صد
تا صد و ده تومان بر گرده ملت و دولت خرج می گذارد و از این رو برای اسکناس با ارزش کمتر مقرون به صرفه نمی باشد . وظیفه چاپ اسکناس از سال ۱۳۳۹خ
بنا بر نیازهای اقتصادی و با تاسیس بانک مرکزی ایران به این بانک محول شد که تاکنون ادامه دارد. از سال ۱۳۶۲خ با تاسیس کارخانه تولید کاغذ اوراق بهادار و
اسکناس ، این پول کاغذی دیگر به کشورهای خارجی به ویژه انگلستان سفارش داده نمی شود و از سال ۱۳۶۷ تاکنون تمامی اسکناسهای ایران تولید داخلی می باشند..
ناگفته نماند که قدیمیترین اسکناس شناخته شده در ایران یک درهمی چاپ شده زمان و دوره ایلخانیان در اواخر قرن هفتم هجری است و عبارت
«لا اله الا الله - محمدا" رسول الله »بر آن نقش بسته شده است .
پس از چاپ اسکناسها ،همیشه تعدادی افراد سودجو وجود داشتند که به فکر منفعت بیشترو کسب در آمد کلان از منبعی راحت و بی دردسر می گشتند،از این رو
تلاشها برای جعل اسکناس هم شروع شد که در این مورد دو حکایت وجود دارد ، اولین جعل به خاطر یک اشتباه عجیب و غریب ناکام ماند ،گویا در سال ۱۲۹۲خ
توسط فردی به نام میرزا آقا خان و بر روی یک اسکناس دو تومانی انجام شد ،او به جای عبارت « قابل پرداخت در مشهد فقط » از عبارت « قابل پرداخت فقط
در مشهد» استفاده کرده بود که جابه جایی همین یک کلمه باعث لو رفتن این اسکناس تقلبی و دستگیری او شد و به دلیل نبودن کاغذ و رنگ مخصوص چاپ در ایران ،
هنوز چگونگی چاپ این اسکناس در هاله ای از ابهام باقیمانده است . و اما روایت دوم که گفته می شود اولین کسی که در ایران اقدام به چاپ اسکناس تقلبی کرده فردی
به نام الکساندر ایوانویچ روسی بوده که در سال ۱۳۰۹۰خ به همراه عده ای در زیرزمینی ،اسکناسهای یک تومانی جعلی چاپ کرده است .
تاریخچه ارزش جهانی پول ایران با ارز «قانون واحد و مقیاس پول»
وقتی تاریخچه پول خارجی و برابری آنرا با پول داخلی در ایران زیر و رو می کنیم به سرگذشتی دراز و طولانی بر نمی خوریم بلکه عمر و قدمت آن فقط به چند سده
برمی گردد چرا که عمر تاریخ معاملات خارجی نیز چندان دراز نیست و نقطه عطف آن از زمان تاسیس بانک ملی ایران که با خرید و فروش و معاملات با خارج از کشور،
مردم و شرکتها و همچنین بنگاههای خصوصی ، پایشان به میدان اقتصاد بین المللی باز شده و در گیر آن شدند.
نخستین سند مقیاس پول ایران با ارز بر اساس سفرنامه جنکینسون است در سده شانزدهم میلادی و در زمان حکومت شاه اسماعیل صفوی ، واحد پول شاهی و هر شاهی برابر با یک شیلینگ انگلیس بود.
هر ۲۰۰ شاهی یک تومان و هر تومان برابر با ۱۰ پوند انگلیس، یعنی روزگاری ارزش پول ایران ده برابر پول انگلستان بود!!! در سده هیجدهم میلادی ،ارزش
تومان به تدریج کاهش یافت و پوند افزایش، در سده نوزدهم میلادی و در زمان حکومت فتحعلیشاه و محمدشاه ، تومان برابر با ۲ پوند و ۲/۵دلار امریکا
شد ، عواملی چون قحطی بزرگ و قتل ناصرالدین شاه سبب شد تا این سیر نزولی ادامه داشته باشد تا بدانجا که ارزش پوند ۳/۲۵ برابر تومان گردید ، شوربختانه
به دلیل بی کفابتی پادشاهان قاجار ،نمودار ارزش پول ایران روز به روز سیر نزولی را طی کرد تا در زمان مظفرالدین شاه پوند ۴/۸۵ برابر تومان گردیدو پس از
حوادث و انقلاب مشروطه ،ارزش پوند به شش برابر تومان رسید . در پایان سده نوزدهم و آغاز سده بیستم میلادی تا جنگ جهانی اول که امریکا قدرت و اهمیت
بیشتری در جهان پیدا کرد ،دلار امریکا و تومان ایران تقریبا یکسان محاسبه می شد و این برابری همچنان تا پایان پادشاهی و سقوط رضاشاه و ورود ارتش متفقین
به ایران بود ، پس از آن تومان باز هم تنزل کرده و یک دلار برابر ۱/۵ تومان شد به عبارت ساده تر با ۱۵ ریال می شد یک دلار امریکا خریداری کرد «یاد باد آن
روزگاران یاد باد» در سال ۱۳۳۲ هنگامه کودتای ۲۸ امرداد ،ارزش ریال ایران به شدت کاهش یافت و با ۹ تومان ،یک دلار امریکا خریداری می شد ، با قدرت
گرفتن محمد رضا شاه و آرامش و ثباتی که در ایران برقرار شد همچنین اکتشاف و استخراج نفت و سیاستهای مربوط به آن ، قدرت به پول ایران هم بازگشت .
و پس از چند سده ، برای نخستین بار، ارزش پول ایران سیر صعودی را پیمود چنانچه در پایان حکومت پهلوی دوم ،دلار امریکا با ۷ تومان برابری می کرد .
با شنیده شدن زمزمه های انقلاب اسلامی و پیروز شدن این انقلاب ،در سرنوشت پول ایران نیز انقلاب بزرگی پدید آمد و شاهد کاهش شدید ارزش آن بودیم و هستیم
تا اکنون که به این وضعیت رسیده ایم و شاهد سرنوشت و فرجام دردناک سکه های رایج می باشیم که ارزش و قیمت ریخته گری آن ها ، بیشتر از ارزش پولی انهاست
واز این رو ،گونی گونی و به صورت کیلویی ، به کارگاههای ریخته گری ،برای ذوب و استفاده به شکلهای دیگر ، فروخته می شوند.
سقوط ریال ارزش پول ملی ایران را به کجا می کشاند ؟ اگر چه این سقوط به تنهایی بیانگر تمام واقعیتهای اقتصادی نیست اما شاخصی است محکم برای محک
زدن دولتها در ایفای وظیفه شان که حفظ ارزش پول ملی است ، با نگاهی به آمارهای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ، که متاسفانه فقط تا سال ۱۳۸۸ ارایه شده و
قابل حصول است وسالهای بعد ،از انتشار آمار میانگین قیمت دلار ، در بازار آزاد خودداری شده است.
بر اساس آمارها و به روایت بانک مرکزی ، میانگین سالانه قیمت دلار از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۸، از ۱۰ تومان به ۹۹۲ تومان افزایش یافت یعنی رشد ۹۸۲%
در دوران جنگ و نخست وزیری میر حسین موسوی ، افت ریال حدود ۴/۵ مرتبه بوده است .
در دوره هاشمی رفسنجانی ،کاهش ارزش ریال نزدیک به ۴ مرتبه بوده است .
در دوره محمد خاتمی ، ارزش ریال کمتر از ۲ مرتبه کاهش یافت که نشان از توفیق این دولت در حفظ ارزش پول ملی است .
با آمدن احمدی نژاد ، بازار آزاد ارز ایران با شوکی رو به رو شد و آرام آرام به تمام رکوردهای تاسف بار دست نیافتنی ، دست یافت و پس از پایان ۸ سال ،دلار %۲۵۴ افزایش
یافت . البته بسیاری را بر این عقیده است که دولت برای تامین منابع مالی خود ،افزایش دلار در بازار آزاد را در دستور کار خود قرار داد.
و حال کارنامه دولت روحانی را بررسی می کنیم که دلار چون یویو ، روزی اندکی پایین آمده و سپس با شتاب موشکی به بالا پرتاب می شود ( به کجا چنین
شتابان ؟ ) به حدی که دیگر
از نوسان و تکانه گذشته و شوک آور شده و به صورت افسار گسیخته و ترمز بریده ، در حال افزایش است و وعده ها برای کنترل آن ،راه به جایی نبرده است ، از یک سو مسیولین اعلام می
کنند که قیمت دلار روند کاهشی خواهد داشت و کسانی که منابع مالی خود را به ارز تبدیل کنند متضرر خواهند شد و سرمایه گذاری در نرخ ارز توجیه اقتصادی
ندارد ، غافل از آنکه اینگونه توصیه ها ، التهاب بیشتری را به بازار ارز تزریق می کند و نشان به آن نشان که ،هجوم برای خرید دلار ، نشانه ای از ناباوری جامعه ا
است و هر زمان که یکی از مسیولین در این مورد اظهار نظری می کند ، واکنشهای هیجانی در بازار شدت می گیرد و موج نگرانی را بیشتر می کند.
التهاب در بازار ارز ، به طلا و ملک هم کشیده و به صورت غیر قابل باور و تهاجمی سیر صعودی پیدا کرده است ، این مساله روشن شده که نرخ رشد طلا در ایران،
به قیمت جهانی بستگی و وابستگی نداشته و کاملا آغوش در آغوش ارز ،بالا و پایین می رود ،ولی نرخ طلای جهانی بر طلای داخلی تاثیر دارد با این حساب« نسب از
در سو برده این نیک نام »، بانک مرکزی ایران برای ترکاندن این حباب و کنترل آن اقدام به پیش فروش سکه می کند و در این راستا چون هیچگونه نظارت درست و
قانونمندی صورت نمی گیرد ، عده ای سودجو و فرصت طلب ، تا میلیاردها ریال به پیش خرید سکه پرداختند و زمانی به این موضوع رسیدگی شد که نوشدارو بود و
سبب شد قیمت سکه به صورت غیر باور ولجام گسیخته از کنترل خارج شده و همچنان هم قد می کشد و بالا می رود و چنانچه روند کار به همین گونه باشد ،تلاطم های
وحشتناکتری را در بازارهای سوداگران سکه ،شاهد خواهیم بود .
آنچه مسجل است این می باشد که بازار ارز مشکلات گسترده و ساختاری دارد چرا که ۱= در ایران یک بورس ارز روشن و شفاف برای ایجاد تعادل بین عرضه و
تقاضاوجود ندارد . ۲= بازار ارز ساختارمند نیست و از این رو هر نوسان و تکانه ای ،آنرا به افت و خیز می اندازد ۳= تورم و افزایش قیمتها در نرخ ارز هم
تاثیرگذار بوده و گزیر و گریزی از آن نیست ۴= درصد کمی از بازار ارز ،در دست صادرکنندگان و واردکنندگان است که آنها هم بسیار سوداگرانه وارد بازار ارز
می شوند و این گروه اندک و بازیگران کلیدی اقتصاد در ایران ، زیر بنای تحولات و نوسانات بازار ارز هستند و درصد عمده را به حاشیه می کشانند که این گروه
کوچک باید تابع قیمت گذاری در این بازار باشند.
بانک مرکزی در ایران عرضه کننده اصلی ارز بازار است اما شگفت آن که کمتر از ۵۰%عرضه ارز را بر عهده دارد ، بدین معنا ارزهایی که از فروش نفت به
دست می آید به صورت حواله ارزی در کشورهایی که شریک تجاری هستند به حساب بانک مرکزی واریز می شود و این بانک برای تبدیل این حواله های ارزی
به اسکناس ،هزینه هایی را بر دوش می کشد . بانک مرکزی ،عرضه کننده اصلی اسکناس است اما حواله ارزی در دست نداشته و کمتر از نیمی از ارز را در
اختیار دارد و نیم دیگر به دست صادرکنندگان و بازرگانان خاص ،از طبقات خاص اجتماعی و سیاسی می باشند و شوربختانه ،برای فعالیتهای سوداگرانه این گروه
، نه کنترلی صورت می گیرد و نه مالیاتی از آنها اخذ می گردد . راه حل آنکه ،باید بستری فراهم شود که دقیقا معلوم گردد چه کسانی ،چه ارگانها یی، چه شرکتهای
خصوصی ، نیمه دولتی و دولتی ،خرید و فروشهای مکرر و متوالی انجام می دهند و بر اساس این فعالیتها از آنها مالیات معقولی وضع و اخذ شود . همانگونه که ذکر
شد ، بانک مرکزی عرضه کننده اصلی ارز است اما به عنوان یک نهاد پولی و مالی اصلی کشور ،دسترسی محدودی به حواله های ارزی نفتی دارد، اگر با همین
فرمان بانک مرکزی سیاستهایش را دنبال کند ،ماحصل آن چیزی جز ورشکستگی نظام و سقوط آن نیست ،یکی از راه حلهای اقتصاددانان برای کم کردن هزینه های
بانک مرکزی ،پیمان پولی دوجانبه بین ایران و کشور مقابل و انتخاب پول رایج کشور به جای دلار است ،چرا که بانک مرکزی برای تبدیل وتغییر آن ، به اسکناسهای
رایج کشورهزینه های سنگینی را بر دوش می کشد .
قیمت ارزها با روند صعودی که در هفته های اخیر شاهد آن هستیم ، به کجا می رود؟ انگار که همچون ماشینی در سرازیری و سراشیبی ، بدون ترمز و کنترل ،
که هر لحظه بر سرعت آن افزوده می شود و قابل مهار نیست ، به سمت گران شدن و به سوی سقوط اقتصاد می تازد و پیش می رود .
چکیده سخن آنکه هرگز نمی توان پیش بینیمشخص و دقیقی از آینده ارز داشت و اگر بانک مرکزی و مسیولین به سرعت آستینها را بالا نزنند و اقدام عاجلی برای
مهارآن انجام ندهند ،این خیز و این التهاب در بازارادامه خواهد داشت و عنقریب شاهد رقم نجومی بالا وباور نکردنی آن خواهیم بود . برای اگاهی از وضعیت آینده
ارزدر ایران و شنیدن چگونگی پیش بینی آن از زبان افراد مطلع و آگاه در این زمینه، به سراغ صرافیهای فعال رفته تا دیدگاه آنان را از چشم انداز آینده ریال و دلآر
آگاه شویم ،در گفتگو با یکی
از معتبرترین ،قدیمیترین و خوشنامترین صرافیهادر تورنتو ، ایشان بر این باور بودند که مهار و جلوگیری از سقوط ناخوشایند و ظالمانه ریال و صعود حیرت انگیز
دلار ،باید کاری کرد کارستان و این عزم و همت ملی و مشارکت اصلی دولت را به سختی می طلبد . یکی دیگر از این صنف بر این باور بودند که شوربختانه کار دلار
آنچنان پیچیده و در هم تنیده شده است که به اینراحتی راه حلی بر آن متصور نیست . در تماس با سومین صرافی در تورنتو ،ایشان ابراز داشتند که یک کار کارشناسانه
با کمک اقتصاددانان واندیشمندان در ایران و به احتمال خیلی زیاد همکاری اقتصاددانان آگاه و وارد به بیخ و بن اقتصاد ایران ،شاید بتوان به تدریج راه حلی پیدا کرد .
چهارمین صرافی را بر این باور بود که اگر به راستی دولت خواهان حل ابن معضل می باشد ، برون رفت از بن بست اقتصادی کنونی یک راه حل دارد و آن این است
که باید ساختار و پیکره اقتصاد ایرانبه کلی دگرگرن شود . به تمام این اظهارنظرها باید اضافه کرد که تغییر بنیادی سیاستهای خارجی ایران و آشتی با کشورها را هم
باید در نظر گرفت که سیاستهای خارجی کنونی منجر به خصومتهایی شده و این خصومتها زمینه ساز بحران تحریمها می باشد که با ادامه آن در آینده نزدیک ،
تحریمهای شدیدتری در راه است که شرایط و اوضاع را به مراتب وخیم ترو بحرانی تر می کند و اسب سرکش دلار هم ،همچنان در سیستم بیمار اقتصاد ایران
می تازد، اوضاع روانی و ترس از افت بیشتر ارزش ریال و هجوم برای خرید دلار ،عمده ترین عامل این افزایشها است
عده ای از شما خوانندگان گرامی که برای گذران امورات زندگی در کانادا ، وابسته به درآمدها در ایران و تومان هستید در مورد بحران پیش آمده و رفع و دفع این
بحران که تصمیمات گذشته شما را تحت تاثیر قرار داده ،چه فکری می کنید و چه پیشنهادی دارید ؟
و شما عزیزانی که این وابستگی را به ریال و تومان ندارید و گذران زندگی شما ماحصل درآمد ارزی شماست ، برای حل مساله دیگر هموطنان ،چه راه حل و پیشنهادی
را می توانید ارایه دهید ؟